الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

187

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

سجل : السَّجْل : سطل و دلو بزرگ . سَجَلْتُ الماءَ فَانْسَجَلَ : آب را در در دلو ريختم و پر شد . أَسْجَلْتُه : دلوى يا نصيبى به او دادم و به طور استعاره در معنى بخشش فراوان ، به كار مىرود . مُسَاجَلة : با سطل آب دادن كه در مورد مسابقه و جنگ نيز به كار رفته است . شاعر گويد ، مَنْ يُسَاجِلْني يُسَاجِلْ ماجِداً * . . . يعنى : ( كسى كه با من برابرى و نبرد مىكند با شخص بزرگى نبرد نموده است ) . السِّجِّيل : آميخته‌اى از سنگ و گل و اصل آن چنان كه گفته شده فارسى است كه معرّب شده « 1 » در آيه ( حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ - 82 / هود ) . و سِجِلّ : لوحه سنگى و گلى كه بر آن مىنوشتند و سپس به هر چيزى كه در آن نوشته شود سجل گفته‌اند . خداى تعالى گويد : ( كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ - 104 / انبياء ) . يعنى مثل پيچاندن آن كه براى نگهدارى و حفظ نوشته‌ها ، نوشته و كتاب را مىپيچد .

--> ( 1 ) واژه‌هاى - سجيل و سجل - كه در قرآن آمده است ، تفسيرش را ( سنگ و گل ) به هم فشرده مىدانند . ازهرى مىگويد : ( ( قال اهل اللّغه ، هذا فارسى معرب خداوند چنين تفسير صحيحى را با معنى فارسى آن در سورهء الذّاريات به روشنى بيان داشته كه : ( لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِينٍ - 33 / الذّاريات ) اين آيه براى اعراب با روشنى تمام معنى سجيل را بيان داشته ، از امام محمد بن على الباقر ( ع ) نقل شده كه مسجله احسان نمودن بدون شرط است و - سجل - نيز همان كتاب و سنّت و نوشته است كه نيكوترين دليلش آيات 7 و 8 / مطفّفين است ( كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ كِتابٌ مَرْقُومٌ ) بنابراين - سجيل - و سجين و سجل - سنگ نبشته ( لوحه ) و فرمانى است قطعى . . . و هذا احسن ما مرّ فيها عندى . يعنى تفسيرى است كه ( تهذيب اللّغه 10 / 4 / 58 ) به نظر من از تمام تفاسيرى كه گذشته نيكوتر است . ابن خالويه مىنويسد : السّجيل ، الشّديد و قيل حجر و طين و الاصل سنگ و گل معرب ( اعراب ثلاثين سوره ص 94 ) . به گفتهء سيوطى - سجيل - به نقل از فارابى و او از مجاهد ، قال سجيل بالفارسى اولها حجارة و آخرها طين . ( اتقان جلد 2 ) .